آیا اسب شما به انواع الکترولیت ها نیازمند است؟
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٤  

 

* در چه مواقعی اسب ها به الکترولیت ها نیاز پیدا

می کنند؟

 

اسب در هنگام کارهای شدید ورزشی و یا در آب و هوای گرم به مکمل های الکترولیتی نیاز پیدا می کند. اما به طور کلی می توان گفت در موارد زیر اسب به الکترولیت احتیاج پیدا می کند:

* در یک قانون کلی، هرگاه اسب تحت یک فشار(استرس)غیرمعمول قرار گیرد که این فشار    می تواند شامل،یک سفر طولانی با اسب کش (درحدود یک ساعت یا بیشتر) باشد به ویژه اگرحیوان به حمل و نقل عادت نداشته باشد،و یا افزایش درجه حرارت محیط تا 37 درجه سانتیگراد یا بیشتر،باشد.

* در شرایط آب و هوایی بسیار گرم و مرطوب،خارج کردن گرمای ناشی ازدمای محیط و فعالیت های ورزشی،از بدن بسیار مشکل می شود.

* هرگاه اسب شدیدتر یا بیشتر از آنچه که به آن عادت دارد فعالیت داشته باشد.

* هرگاه اسب زیاد عرق کرده باشد.

اما دقت داشته باشید که به طور کلی اگراسب تحت فشارهای ورزشی و محیطی نمی باشد،به هیچ وجه قراردادن الکترولیت ها درجیره غذای به جزاستفاده آزاد از نمک توصیه نمی شود،چرا که کلسیم اضافی در جیره عملا" توان انتقال کلسیم از محل ذخیره شده در بدن را در هنگام نیاز مختل می سازد.اما زمانی که از احتیاج حیوان به مکمل های الکترولیتی در زمان فعالیت های پر فشار ،اطمینان ندارید، مکمل را در اختیار حیوان قرار دهید.اگر شما از یک نوع منبع الکترولیتی مناسب با دز(مقدار) لازم استفاده می کنید،بی ضررتر است که آنچه حیوان به آن نیاز ندارد را از جیره او حذف نمایید.

 

مکمل های الکترولیتی شامل چه عناصری هستند؟

برای تحقیق در این مورد بهتر است همیشه بر چسب روی این مکمل ها را به دقت بررسی نمایید.به دنبال کلرید و یا ترکیبات استات مثل کلرید سدیم یا استات کلسیم،کلرید پتاسیم باشد که اینگونه عناصر به سرعت جذب بدن اسب می شود.از خرید محصولاتی که در عناصر اولیه خود دی کلسیم فسفات دارند که اسب ها نمی توانند به خوبی آنها را جذب نمایند و همینطور محصولاتی که حاوی شکر،دکستروز یا شربت ذرت هستند،خودداری نمایید.

 

نکته بسیار مهمی که باید حتما" به آن توجه داشته باشید این است که باید از خوراندن الکترولیت های که حاوی بیکربنات هستند و اغلب برای اسب هایی که اسهال دارند فرمول بندی می شوند برای اسبهایی که به خاطر فشار و ورزش به مکمل های الکترولیتی احتیاج پیدا می کنند،جلوگیری شود.

اگراسب شما احتیاج به مکمل های الکترولیتی داشت و محصولات تجاری آنها در دسترس نبود،می توان محصول مشابه خانگی آنها را با مخلوط کردن سنگ نمک که بهترین منبع پتاسیم و کلرید می باشد با منبعی ازکلسیم و منیزیم آماده کرد.اگرچه که این محصولات خانگی به خوبی انواع تجاری آماده دربازار،جذب بدن اسب نمی شود.

 

 

 

 

خمیر یا پودر؟

 

اغلب از نوع پودری مکمل ها استفاده می شود به این  طریق که مقدار توصیه شده ای از آن را با آب مخلوط می کنیم و برای اینکه طعم بهتری به خود بگیرد می توان از طعم دهنده های مثل انواع ماست های میوه ای استفاده کنیم و مخلوط فوق را توسط یک سرنگ 60 سی سی پلاستیکی بدون سر سرنگ در دهان اسب قرار داد و به حیوان خوراند.همچنین شما می توانید پودر های الکترولیت را مستقیما بر روی غذای اسب بریزید، اگر بخواهید مکمل ها را قبل و یا بعد از سواری در اختیار حیوان قرار دهید (در هنگام سواری از این روش نمی توان استفاده کرد)  باید توجه داشته باشید که اسب به مزه آنها عادت داشته باشد و کل غذای خود را بخورد.

همچنین الکترولیت ها به صورت خمیر در سرنگهای یک بار مصرف مخصوص در دز لازم (مشابه خمیر های ضد انگل) در بازارهای خارجی موجود است.عموما" این نوع از الکترولیتها در هر دزنسبت به دز مشابه در نوع پودری خود گران تر می باشد ولی در هنگام سواری های طولانی(استقامت) راحت تر مورد مصرف قرار می گیرد و اما در مورد این نوع از الکترولیت ها نیز حتما" به بر چسب و محتویات داخل آن دقت نمایید.

 

زمان خوراندن الکترولیت ها؟

یک یا دو ساعت قبل از اینکه اسب تحت فشارهای حمل و نقل یا کار قرار گیرد. بنا بر این بهتر است قبل از بار گیری به حیوان الکترولیت را بخورانید و مجددا" اگر راه طولانی است (حدود یک ساعت یا بیشتر) در هنگام شروع سفر نیز به او الکترولیت دهید.

 

*در خلال فشارهای طولانی:

در سفرهای طولانی،هر سه ساعت یک بار بایستید و به اسب آب بدهید و اجازه دهید تا اسب ادرار کند،چرا که برای اسب ادرار کردن در حال حرکت در اسب کش بسیار سخت است.سپس به او الکترولیت بخورانید.

اگر در سواری های طولانی از نمایشگر های قلب برای اندازه گیری میزان سختی فعالیت و چگونگی طاقت حیوان و جبران ضربان قلب استفاده نمی شود و دما و رطوبت برای اسب به طور غیر طبیعی زیاد است و یا حد کار ار معمول بیشتر است،حتما" اسب به مکمل های الکترولیتی احتیاج پیدا می کند و لازم است هر سه تا چهار ساعت به حیوان ،الکترولیت خورانده شود.

 

 

 


کلمات کلیدی: الکترولیت ،اسب ،خستگی ،ورزش
 
سارا
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤  


کلمات کلیدی:
 
کلاه ایمنی سوارکاری
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٤  

" کلاه ایمنی سوارکاری "

کارخانه های سازنده کلاههای ایمنی سوارکاری به طور مرتب در حال به روز رسانی   فن آوری ساخت کلاه های ایمنی سوارکاری می باشند و آن را در ساخت کلاهها  اعمال            می نمایند . اما باید دقت داشت که هنگام استفاده از این کلاهها اگر به درستی آنها را تنظیم نکنیم حتی علم پیشرفته طراحی و ساخت کلاه نیز نمی تواند به تنهایی از سر و گردن ما محافظت نماید . 

نکات ایمنی آورده شده در این متن می تواند به تمامی نیازهای شما در مورد دانش ساخت و طراحی ونیز چگونگی انتخاب کلاه مناسب پاسخ دهد .

 

" نگهداری از کلاه سوارکاری "

کلاه های سوارکاری از موادی تجهیز می شوند که عمدتاً به دقت ساخته شده اند ، بنابراین لازم است نهایت دقت را در نگهداری آنها داشته باشیم . هرگز کلاه خود را در معرض دمای شدید هوا یا در معرض نور خورشید و یا در زین خانه سرد و یخ بندان قرار ندهید . کلاهها به گونه ای ساخته شده اند که در برابر خیس شدن مقاوم هستند اما باید بگذارید پس از آن در شرایط طبیعی آرام آرام خشک شوند و هرگز برای خشک کردن آن را روی رادیاتورقرار ندهید . هرگز کلاه خود را در گوشه و کنار باشگاه ول نکنید و یا آن را در بالای دیوار قرار ندهید و یا بر دروازه  درب ها آویزان نکنید . در دست خود آن را دور ندهید و در  ماشین یا زمین نیاندازید و در معرض دست و پای اسب ها قرار ندهید .در راه مسابقات کلاه خود را هرگز داخل اسب کش قرار ندهید . 

بهترین وضعیت حمل کلاه به واسطه یک کیسه پارچه ای مخصوص حمل کلاه ، می باشد که بهتر است زمانی که از آن استفاده نمی شود کلاه با روکش آن در یک جعبه لباس محفوظ بماند. بعد یا قبل از سواری هم می توانید کلاه خود را به چنگک هایی که برای آویزان کردن وسایل تعبیه شده است آویزان نمایید .

یکی از دلایلی که بیشتر افراد از به سر گذاشتن کلاه در بهار و تابستان طفره می روند این است که کلاه در این فصول بسیار گرم هستند و گهگاه بو می گیرند . اما به منظور دفع بو   می توان از اسپری های مخصوص این کار که در فروشگاه های لوازم سوارکاری اغلب در دسترس هستند استفاده کرد . همچنین مواد تمیز کننده کلاه نیز در بازار عرضه می شود که برای رهایی یافتن از کثیفی و بد بویی کلاه بسیار مفید هستند . از این مواد برای تمیز کردن سطح خارجی کلاه هم می توان استفاده کرد . آستری های یکبار مصرف نیز برای دور کلاه در ناحیه پیشانی موجود است که پس از هر بار کثیف شدن می توان آستری دیگری را جایگزین و قبلی را دور انداخت .

 

 

 

 

" درون کلاه شما "

این کلاه ظاهری سالم دارد ، اما ...

اما از داخل شما می توانید قسمت های آسیب دیده ان را بر اثر زمین خوردن ببینید . لایه های داخلی تقریباً به نصف اندازه واقعی و اصلی خود رسیده اند . این تصویر می تواند به وضوح نشان دهد که چگونه یک کلاه سواری از سر و گردن سوارکار در حوادث سواری حفاظت  می نماید اما هرگز یک کلاه دست دوم نمی تواند گزینه مناسبی برای خرید باشد و بعد از هر زمین خوردن جدی و آسیب کلاه باید یک کلاه نو و جدید را جایگزین آن نمود .

1- آستری بهم فشرده پلی سترین (Poly styrene) منبسط

2- پوسته عایق منفذ داردButadiene Styrene    Acrylonitrile منبسط با رنگ رویین  پوششی زبر

3- نقطه لنگرگاه جلویی سیستم نگهدارنده

4- فوم آسایشی تاج

5- آستر ساتن تاج

6 - پارچه آستری داخلی با خاصیت فتیله ای چسبنده رطوبت

7- فوم گوشه ای پایینی برای اندازه کردن کلاه

8- مش استن لس استیل 304 بافته شده نفوذ دار بادخور عایق

9- نقطه لنگرگاه عقبی سیستم نگهدارنده

10- بالشتک منحصر به فرد گردنی برای محافظت از گردن

 

" جایگزین کردن کلاه جدید "         

قاعده طلایی در جایگزین کردن کلاه این است که به محض وارد شدن ضربه سختی به کلاه باید آن را عوض کرد و دیگر از آن استفاده نکرد . این ضربه می تواند شامل اصابت آن با زمین یا اصابت آن با سم اسب و یا حتی اصابت آن با موانع باشد .

ممکن است به نظر برسد این صدمات فقط در حوادث سوارکاری و زمین خوردن ها پیش می آیند ، اما به خاطر داشته باشید اگر کلاهتان را به زمین سخت پرتاب کنید .

از طرف دیگر اگر از مدل های قدیمی کلاه استفاده می کنید که دیگر امنیت استاندارد های امروزی را ندارند ، باید کلاه جدیدی را جایگزین نمایید .

اگر کلاه خود را از یک حراجی و یا یک دوست خریده اید که دست دوم بوده است و هیچ  نمی دانید که آیا تا به حال به آن کلاه صدمه سختی وارد شده است ، باید کلاهی جدید جایگزین آن نمایید چرا که همیشه سلامتی سر شما با ارزش تر از هزینه ای است که بابت خرید کلاه می پردازید .

 

" راهنمای خرید کلاه ایمنی سوارکاری "

کلاه از هر استانداردی که برخوردار باشد ، باید به درستی تنظیم شود تا بتواند به درستی از سر شما محافظت نماید .

انتخاب لوازم محافظتی گاهی مستلزم تراضی بین ایمنی و راحتی است اما لباسی که به درستی اندازه شود احتمال اینکه راحت نیز باشد وجود دارد .

 

" چگونگی تنظیم اندازه ها و بند های کلاه سوارکاری "

کلاه سواری هرگز نباید خیلی تنگ باشد و بند های آن باید به درستی تنظیم شود و در  زیر چانه و در عقب سر سفت باشد ، تا از جلو افتادن کلاه جلوگیری نماید .

                             

بسیاری از سوارکاران از زیادی سفت بودن کلاه خود می نالند در حالیکه در واقع کلاه باید  در سر فقط محکم ایستایی داشته باشد و نه اینکه زیادی سفت باشد در حدی که سوارکار را اذیت نماید . 

برای به سر گذاشتن کلاه اول قسمت جلویی آن را روی سر قرار دهید و سپس قسمت های دیگر چرا که اگر کلاه از قسمت عقب بر سر گذاشته شود در بالای سر قرار خواهد گرفت و درست در کاسه سر نمی نشیند .

بسیار مهم است تا کلاه کاملاً روی گیجگاه را بپوشاند ،به خصوص در کودکان که گیجگاه نازک تری نسبت به بزرگسالان دارند .

اگر قصد خرید کلاه جدیدی را دارید هرگز به تنهایی تصمیم نگیرید و حتماً از یک کارشناس برای اندازه کردن کمک بگیرید .

در این راستا یک متخصص می تواند راحت ترین را که بیشترین امنیت را نیز برایتان به ارمغان می آورد ، انتخاب و اندازه نماید .   

به خاطر داشته باشید که شما فقط یک سر دارید ! پس بهتر است که همیشه از کلاه ایمنی سوارکاری در سواری و کار با اسب استفاده نمایید و به این موضوع فکر نکنید که دیگران در مورد شما چه فکر می کنند ! چرا که بسیار افرادی بودند که حتی در زمان زین گذاری و یا دستگردان کردن اسب دچار حادثه شده اند .

نکات مهم جهت یادآوری:   

*برای خرید کلاه ایمنی سوارکاری حتماً از یک متخصص به منظور اندازه کردن صحیح استفاده نمایید .

*هرگز کلاه بزرگ انتخاب نکنید فقط به خاطر اینکه استحکام و ایستایی را با تنگی اشتباه گرفته اید .

* برای هر بار سواری اول بند زیر چانه را اندازه و محکم نمایید و سپس بند های پشت سر را تنظیم کنید .

* کلاهی را انتخاب کنید که از بالاترین حد استاندارد و ایمنی برخوردار است .

 

 

"آیا شما گرمایی هستید و با استفاده از کلاه سوارکاری کلافه

می شوید ؟"  

وقتی آب و هوا رو به گرما می رود ممکن است وسوسه شوید تا کلاهی سبک و تابستانی مخصوص سوارکاری بخرید . بسیاری از سوارکاران مسابقات استقامت که مسافت های طولانی سواری می کنند می دانند که علیرغم گرمای شدید و طولانی بودن مدت زمان سواری اما کلاه های سوارکاری بسیار از آنها محافظت می نماید .

انواع کلاه های تابستانی با استاندارد های متفاوت وجود دارد اما بسیاری از عوام معتقدند که وجود باد خورهای کلاه باعث کاهش ایمنی آن می گردد در حالیکه این موضوع کاملاً وابسته به نوع استانداردی است که مورد استفاده قرار می گیرد .

                                    

 

اگر به دنبال کلاه سبک تابستانی می گردید بهترین گزینه انتخاب کلاه با استاندارد  :

EN1384  و ASTMF1163  که کوچکتر از PASOIS و Snell 2001 هستند ، می باشد.

این استانداردها هم احتیاج به آزمایش نفوذ پذیری دارند . هر کدام از باد خورها احتمالاً طوری ساخته شده اند که از نفوذ اجسام نوک تیز به داخل آنها جلوگیری شده است .

وقتی به دنبال یک کلاه خنک تابستانی هستید به نوع آستر داخلی نیز توجه داشته باشید چرا که نقش مهمی را در خنک نگه داشتن سر ایفا می کند . اکنون پارچه هایی به عنوان آستری استفاده می شود که دارای ترکیباتی است که رطوبت را از ناحیه پیشانی عرق کرده دور می سازد .                            

 

" نسل بعدی کلاه های سوارکاری "

طراحی کلاه های سوارکاری در گستره وسیعی تغییر می کند . به طوریکه دوره کلاه های بدون بند و یا کلاه های با کش و محافظ زیر چانه به سر آمده است . اما در طراحی های جدید باید به دنبال چه بگردیم ؟ با خواندن مطالب زیر با تغییرات و طراحی های جدید آشنا شوید .

 

این روزها می توانید کلاه سواری خود را در طرح ها و رنگ های مختلف انتخاب نمایید . اما آنچه بیش از مد و زیبایی و حتی راحتی هر کلاه سوارکاری مهم است ، پاسخی است که به سوال زیر داده می شود : آیا کلاه شما به خوبی در هنگام حوادث از سرتان محافظت می کند ؟

صحیح است که پاسخ این سوال کاملاً به شدت افتادن هم بستگی دارد مثلاً اگر در خلال یک مسابقه یا تمرینی صحرایی به شدت زمین بخورید و به سر شما آسیب برسد اما واقعیت این است که در این زمین خوردن ضربه مستقیم به سرتان وارد نمی شود چرا که کلاهتان به عنوان محافظ عمل می کند . تنظیم صحیح بند های کلاه و بهره گیری از استانداردهای جدید خود می تواند در تسریع بازگشت به حالت طبیعی پس از ضربه به سر مؤثر باشد .

 

مکانیزم و چگونگی تاثیر کلاه ایمنی سوارکاری هنوز حتی برای طراحان و سازندگان این کلاه ها کاملاً واضح و روشن نیست ، اما آنچه پس از بررسی میلیون ها حادثه زمین خوردن روشن است این است که از صدمه خوردن فاجعه انگیز سر به شدت جلوگیری می نماید .

هر اندازه که از تکنولوژی های در ساخت کلاه استفاده می شود اما از اهمیت اندازه کردن بند های کلاه کاسته نمی شود و اندازه صحیح کلاه می تواند به طور مؤثری بر عملکرد محافظتی کلاه بیفزاید .

بنابراین در انتخاب هر کلاه تنها استفاده از تکنولوژیهای جدید نباید تاثیر گذار باشد بلکه باید  به درستی هر کلاه اندازه و تنظیم شود تا به طور صحیح در جای خود قرار گیرد .

بهره گیری از تکنولوژی میکروفیت اجازه می دهد تا به طور دائمی بتوان در مسابقات و  به ویژه آب و هوای گرم سواری کرد . این تکنولوژی دارای سیستم کنترل آب و هوا می باشد که گردش هوا را ممکن می سازد و طراحی کم وزن ، آن را برای استفاده در مسابقات استقامت مناسب می سازد . ضمناً این تکنولوژی از یک لبه نیمه سخت بهره می گیرد که در حوادث سوارکاری از وارد شدن صدمات جدی به سر به شدت جلوگیری می نماید .

 

" کدام استاندارد را باید انتخاب نمایم ؟ "

اگر به دنبال خرید کلاه جدیدی هستید ولی با تنوع بسیار زیاد و استانداردهای مختلف روبرو شده اید مطلب زیر را دنبال نمایید ...

استانداردها عموماً توسط کمیسیونی ارائه می شوند . در اروپا هر شرکت تولید کننده کلاه نماینده خود را به کمیسیون فنی اروپا می فرستند . عموماً هر 10 سال استاندارد جدیدی به بازار ارائه می شود . چیزی که باعث می شود ما در مورد انواع استانداردها به اشتباه بیافتیم این است که به جای نام خاصی هر استاندارد کلاه با یک سری حروف نامربوط کنار هم و یک سری اعداد نام گذاری می شود . برای مثال DIN EN1384  نشان می دهد که این کلاه در آلمان مورد آزمایش قرار گرفته است . این در حالی است که استانداردهایی که با BS شروع می شوند ، به کلاه هایی اشاره دارد که در انگلیس گواهی استاندارد خود را   اخذ نموده اند . اگرچه در مباحث تئوری هیچ یک متفاوت نمی باشند اما بعضی از کشورهای اروپایی کلاه هایی را که دارای استاندارد انگلیس هستند ، قبول نمی کنند .

استاندارد هایی که با PAS شروع می شوند آن دسته از کلاههایی هستند که در کمیسیون انگلیس مورد ارزیابی قرار می گیرند و هر 2 سال یکبار این استاندارد باید مورد بررسی قرار گیرند از این دسته مثلاً می توان به استاندارد  PAS OIS1998 اشاره کرد.

استاندارد هایی دیگر مثلاً ASTMF1163:1998 دارای استانداردهای آمریکایی می باشد که عموما ًدارای سطح بالایی از حفاظت می باشد .

این استاندارد های استرالیایی AS شروع می شود مثلاً ASINZS 3838 1998   و این استانداردها درست مثل استاندارد DIN EN1384  می باشد .

همانند شماره ها و حروف استاندارد هر نوع کلاه دارای علامت اختصار خاص کیفیت  می باشد . مثال کمیسیون انگلیس علامت اختصار BST و کمیسیون کنترل کیفیت  آمریکایی SEI و کمیسیون استرالیایی SAI را دارا هستند . 

         

 

                          


کلمات کلیدی: ایمنی ،کلاه ،لوازم سوارکاری
 
تاریخچه ساخت میله تو دهنه ای و پیشرفت طراحی و ساخت آهن های تو دهنه ای
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۳  

نخستین شواهد به دست آمده از استفاده آهن های تو دهنه ای اسب در قرنهای هشتم تا چهاردم قبل از میلاد مسیح گزارش شده است،قرنی که به عصر آهن و برنز مشهور بود.این کشفیات در منطقه ای به نام لرستان واقع در بین النهرین قدیم و یا ایران کنونی به دست آمده است.

پیش از آن ،قبایل اولیه از دهنه هایی ساخته شده از مواد متفاوت مثل شاخ گاو،استخوان،چوب،تاندون،پوست و طناب استفاده  می کردند.اما پس از دیده شدن        آهن های تو دهنه ای فلزی ایرانی ،آرام آرام این جنس  تودهنه ای ها، دیگر جای خود را به فلزات دادند.

حیرت آور است  اگر بدانید، آهن های تودهنه ایی که  ابتدا در لرستان مورد استفاده قرار می گرفت، بسیار شبیه همین آهن های تو دهنه ای امروزی می باشند. آهنهای تو دهنه ای قدیمی ایرانی از یک میله تودهنه ای که بیشتر یک تکه و بدون اتصال میانی و حلقه های کناری بودند،تشکیل شده و اغلب با دقت ویژه ای ساخته می شدند.گداخته شدن آهن ها خود باعث  افزایش کیفیت این تودهنه ای ها می گردید.

با بررسی طول میله آهن تودهنه ای(در حدود127 میلیمترتا152 میلیمتر)  می توان دریافت که اسبهای ایرانی دارای سرهای ضمخت و بزرگ بوده اند ،به ویژه اگر این اندازه سر با قد کوتاه آنها مقایسه شود.

تصور می شود سوارکاران ایرانی مهارت  بسیار ویژه ای در کنترل سرعت اسب،آرام کردن اسب و چرخاندن آن داشته اند و چون سوارکاران بدون زین سواری می کردند در هنگام رژه های جنگی و مبارزات، از تعادل بالایی برخوردار بودند.

نقوش برجسته ابتدایی همانند نقاشی ها ی مربوط به سوارکاری و ارابه رانی در معابد و آرامگاههای آسیا(اوراسیا) و مصر حاکی از این است که قرنها ی طولانی آنها از  یک نوع آهن تو دهنه ای استفاده می کردند بدون اینکه در طراحی آن تغییری ایجاد نمایند.

نوشته ای از استاد اول و مسلم سوارکاری"زنوفون " ژنرال  یونانی که در بسیاری از جنگها به ویژه در جنگ با ایرانیان شرکت داشت،گواه بر آن است که سواری و اسبداری پیشرفته در حدود 440 سال قبل از میلاد مسیح پدیدار شد.

همچنین زنوفون در نوشته های با ارزش خود،سوارکاران ایرانی را تحسین کرده و می گوید: "سپاهیان ایرانی تسخیرناپذیر بودند".

نوشته های دیگر زنوفون گواه بر آن است که سواره نظام یونانی حرکاتی را انجام می دادند که می توان شبیه حرکات امروزی درساژ دانست.

در خلال این اسبداری سطح بالا،پیشرفت هایی نیز در امر دهنه سازی صورت گرفت، تا جایی که اکنون دهنه های امروزی دارای کوهان های برآمده و میله های کناری بسیار بلند هستند که البته زنجیر هویزه به آن وصل نمی شود.

مترجم:غزاله منتظم

برگرفته از سایتwww.Equisearch.com 


کلمات کلیدی:
 
نوآوری ایرانیان قدیم در پرورش اسب و نگهداری و استفاده از آن
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠  

اسب در زمان‌های قدیم جایگاهی شبیه خودروهای سنگین و سبک را داشته است. از این رو، اهلی کردن اسب و هر نوع نوآوری در به کارگیری بهتر  این جانور ، در واقع زندگی انسان را دگرگون می‌کرد. ایرانیان باستان در این کار پیشتاز بودند و اسب ی از نوع پرژوالکسی، که مادر همه‌ی اسب‌های امروزی به حساب می‌آید، به دست آنان رام شد.

اهلی کردن اسب

ایرانیان نخستین کسانی بودند که اسب را اهلی کردند. برخی از نقاشی‌هایی که بر دیوار غارهای باستانی لرستان برجای مانده است، مردان اسب سوار را نشان می‌دهند. این نقاشی‌ها به 17 هزار سال پیش باز می‌گردند. اسب را آریایی هایی نزدیک 4 هزار سال پیش از میلاد رام کردند و قوم‌های مختلف آریایی به ایران، میان‌رودان، شرق آسیا، مصر و اروپا بردند. مادها که حدود 2700 سال پیش در غرب ایران زندگی می‌کردند، در پرورش اسب مهارت زیادی داشتند.  هرودوت نوشته است: " مادها چراگاه های فراوان دارند، اسب هایشان پرخون، زیبا، خوش اندام و خوش قامت اند و در ایلخی شاه تربیت می شوند."

اسب‌های مشهور مادی به میان‌رودان(عراق)، عربستان، مصر، یونان و روم و سرزمین‌های دیگر راه یافتند. آشوری‌ها، که از تمدن‌های باستانی میان‌رودان بودند، هنگامی که بر مادها چیره شده بودند، از آن‌ها اسب و چیزهای فلزی به عنوان خراج دریافت می‌کردند. به اسب در زبان عربی فرس(faras) گفته می‌شود که به معنای"از فارس آمده" است و مشخص می‌کند اسب مشهور عربی، ریشه‌ی ایرانی دارد. جالب این که وقتی اسب با یورش هیکسوس‌ها، از مردمان آسیا، به مصر باستان وارد شد، مصریان نتوانستند به‌خوبی از آن سواری بگیرند. از این رو، چند مربی سوارکاری ایرانی استخدام کردند.

نام‌های شهریاران افسانه‌ای، پادشاهان باستانی، نامداران ایرانی و برخی شهرهای ایران، پیوند معناداری با واژه‌ی اسب دارد. برای مثال، گرشاسب، یعنی دارنده‌ی اسب لاغر؛ ارجاسب، یعنی دارنده‌ی اسب ارجمند؛ لهراسب، یعنی دارنده‌ی اسب تندرو، گشتاسب، یعنی دارنده‌ی اسب از کار افتاده؛ تهماسب، یعنی دارنده‌ی اسب فربه یا نیرومند و اسپهان، که امروزه به صورت اصفهان درآمده است، یعنی شهر اسب‌سواران.

بهترین غذا برای اسب

برخی یونجه را ملکه‌ی علوفه‌ها می‌دانند. ایرانیان باستان از زمان‌های بسیار دور این گیاه را می‌شناختند و این گیاه سرشار از پروتیین را به اسب‌های خود می‌دادند. این گیاه در زمان هخامنشی‌ها(حدود 2500 سال پیش) به یونان برده شد و از آن‌جا به برخی از سرزمین‌های ساحل دریا‌ی مدیترانه راه یافت. اما گسترش این گیاه در سراسر جهان به زمان حکومت مسلمانان بر بخش‌هایی از اروپا و آفریقا باز می‌گردد. عرب‌ها این گیاه را الفسفسه(alfesfeseh) نامیدند و نام انگلیسی این گیاه (alfalfa) نیز از همین واژه‌ی عربی گرفته شده است. جالب است بدانید خود این واژه ترجمه‌ی واژه‌ی پارسی اسپستا(aspasta) به مفهوم غذای اسب است. البته، برخی از پژوهشگران بر این باورند که واژه‌ی فوق به معنای "بهترین غذا" یا "خوردنی" است. اسپانیایی‌ها در قرن 16 این گیاه را به سرزمین جدید(آمریکا) وارد کردند.

کفش و لباس اسب

پروفسور گیرشمن که در سال‌های 1937-1933 از سوی موزه‌ی اوور فرانسه در تپه سیلک کاشان به کاوش پرداخت در کتاب خود با عنوان " تاریخ ایران از آغاز تا اسلام" نوشته است که ایرانیان برای حفاظت از سم جانوران بارکش در جاده‌های سخت کفشکی اختراع کردند و آن را با مس، پوستین یا موی اسب می‌ساختند. به علاوه، اسب‌های جنگی در زمان پارت‌ها(اشکانیان) دارای پوشش‌های حفاظتی شدند تا همراه سوار تمام زره‌پوش پارتی، به مبارزه با دشمن بپردازند.

بازی با اسب

ایرانیان علاوه بر مسابقه‌ی اسب‌دوانی، بازی گوی و چوگان را نیز به جهانیان هدیه کرده‌اند. پیشینه‌ی این بازی، که شاید بتوان آن را فوتبال با اسب نامید، به بیش از 2500 سال پیش، دوران هخامنشیان، باز می‌گردد. این ورزش در کشورهای دیگری مانند چین(به‌ویژه در زمان چیرگی مغول‌ها بر این کشور)، ژاپن، مصر، هندوستان، امپراتوری روم شرقی و سرزمین‌های اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفت. انگلیسی‌ها در قرن نوزدهم در هندوستان به این ورزش آشنا شدند و آن را به غرب بردند. این بازی در آرژانتین، استرالیا و نیوزلند نیز طرف‌داران زیادی دارد. نام انگلیسی این بازی، یعنی polo ، از یک واژه‌ی تبتی به مفهوم توپ گرفته شده است. اکنون در 77 کشور فعالانه به این ورزش پرداخته می‌شود. البته، با کمال تاسف تا چندی پیش این ورزش ایرانی در زادگاهش به فراموشی سپرده شده بود، اما در چند سال اخیر به احیای این ورزش توجه شده است. اکنون ایران دارای فدراسیون چوگان بازی است و جوانان ایرانی، چه آقایان و چه خانم‌ها، به این ورزش وطنی خود روی آورده‌اند. به علاوه، قرار است میدان چوگان نقش جهان اصفهان، که شاهزادگان صفوی در آن بازی می‌کردند، به طور نمادین بازسازی شود.

تیراندازی روی اسب

پارت‌ها گروهی از نیاکان باستانی ما ایرانیان بودند که به هفتاد سال اشغال ایران توسط سپاهیان اسکندر مقدونی پایان دادند. آنان حکومت اشکانی را بنیان نهادند و در برابر هجوم رومی‌ها به ایران رشادت‌های فراوانی از خود نشان دادند. پارت‌ها پیروزی‌های خود را تا حدود زیادی از اسب‌سوارن چابکی داشتند که در تیراندازی روی اسب مهارت چشمگیری نشان می‌دادند. سواران سبک اسلحه‌ی پارتی از چند سو به دشمن یورش می‌بردند و به جنگ و گریز می‌پرداختند، دشمن را به دنبال خود می‌کشاندند و او را خسته و فرسوده می‌کردند و ناگهان همچنان که در حال دور شدن از دشمن بودند، با چابکی روی زین برمی‌گشتند و تیر می‌انداختند. این شلیک ناگهانی، که دشمن انتظار آن را نداشت، به قیقاچ معروف است و کم‌تر به خطا می‌رفت. از این رو، در زبان انگلیسی به شلیک ناگهانی و سریع گلوله، شلیک پارتی (Parthian Shot) می‌گویند.

پست اسبی

استفاده از اسب‌های تندرو برای رساندن پیام به سرزمین‌های دور دست با نوآوری چاپار کارایی بیش‌تری پیدا کرد. به دستور داریوش بزرگ جاده معروف به جاده شاهی برای آسان کردن ارتباط بیت 25 ایالت امپراتوری بزرگ هخامنشی بین شوش و سارد احداث شد. این جاده،که شرق و غرب امپراتوری را به هم پیوند می‌زد، 2500 کیلومتر طول و 111 ایستگاه (چاپارخانه) داشت. در هر ایستگاه چابک‌سواران ماهر برگرده‌ی اسب‌ها‌ی تندرو در انتظار رسیدن پیک شاهی بودند تا بی‌درنگ پیام را بگیرند و به چاپارخانه‌ی بعدی برسانند. به نوشته هرودوت، مورخ یونانی، چاپارها این مسیر را طی ده روز می‌پیمودند.


کلمات کلیدی:
 
آریایی ها اولین کتاب پرورش اسب را نوشته اند
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠  

در سال 1345 پیش از میلاد، مردی از قوم میتانی به نام کیکولیش، کهن‌ترین رساله را درباره‌ی پرورش اسب به خط میخی نوشت. بر پایه‌ی این رساله که بر لوح‌های گلی برجای مانده است، دوره‌ی پرورش اسب شش ماه بوده است و بهترین اسب‌ها پس از یک اسب دوانی آزمایشی برگزیده می‌شدند. پس از آن، اسبان را زیر روپوش پشمی می‌تازاندند تا عرق کنند و از وزن آن‌ها کاسته شود.

  اسب‌ها را پیوسته در مسافت‌هایی که به تدریج زیادتر می‌شد، به حال چهارنعل یا یورتمه می‌دواندند تا به راه رفتن و دویدن عادت کنند. برای خوراک دادن و آب دادن دستورهای ویژه‌ای داده شده که به هنگام معین و به اندازه آب و خوراک به آن‌‌ها بدهند. همراه خوراک آن‌ها باید کاه خرد شده باشد تا بهتر بتوانند خوراک خود را بجوند. باید به یاد داشت که این رساله در سده‌ی 14 پیش از میلاد نوشته شده و باید یادآور شد که کهن‌ترین کتاب پرورش اسب یونانی 1700 سال پس از این نوشته شده است.(1)

  میتانی‌ها دسته‌ای از آریایی‌ها بودند که در شمال عراق کنونی ساکن شده بودند و از 1500 تا 1360 پیش از میلاد بر این منطقه فرمان‌ می‌راندند. آن‌ها زمانی بر کاخ‌های آشوریان دست یافتند، اما سرانجام به زیر فرمان هیتی‌ها(دسته‌ی دیگری از آریایی‌ها) رفتند. میتانی‌ها در پرورش اسب و ذوب آهن مهارت زیادی داشتند و این مهارت را به هیتی‌ها و مردمان میان‌رودان آموختند. کتاب پرورش اسب نیز برای یکی از فرمان‌رویان هیتی نوشته شده است.(3)

  باید یادآور شد که کتاب‌هایی که به روزگار تمدن اسلامی درباره‌ی پرورش اسب نوشته شده است، همگی نام "فروسیه" دارند که فروسیه به معنای پرورش فرس(به فتح ف و ر) و فرس به معنای جانوری است که از فارس آمده. مهم‌ترین رساله‌ی فروسیه را نجمالدین ایوب الاحدب الرامه(وفات 694 هجری/1294 میلادی) نوشته است که "کتاب الفروسیه فی رسم الجهاد" نام دارد و از ویژگی‌های آن داشتن تصویرهای فراوان است. این کتاب منبع اصلی کتاب‌های دیگری است که در این باره نوشته شده است.(2)

  منبع:

  1. سارتن، جرج. تاریخ علم. احمد آرام. امیرکبیر، 1346

  2. یوسف حسن، احمد. تاریخ مصور تکنولوژی اسلامی. علمی و فرهنگی، 1375

  3. Encyclopedia Britannica, 2006


کلمات کلیدی:
 
درس ششم رفتارشناسی
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٤  

میزان شنوائی اسب چقدر است؟

مسلم است که شنوایی اسب از شنوائی ما بهتر است. گوشهای بسیار حساس آنها         می تواند گسترة وسیع تری از اصوات را از نوسانات پائین تا نوسانات بسیار بالا  تشخیص دهد. در هر حال در تمام سطوح حس شنوائی آنها از مال ما تیز تر است.

انسان بالغ قادر است ارتعاشات تا حدود 20000 مگاهرتز در ثانیه را بشنود ولی این رقم تا وقتی ما به سن 60  سال می رسیم به  12000 مگاهرتز در ثانیه تنزّل می کند.

به خاطر گوشهای خارجی بزرگ که به صورت عالی متحرک هستند ،حدّت شنوائی ما بسیار بیشتر است. هر گوش که با بیش از 16 عضله کنترل می شود، می تواند تا حدود  180 درجه بچرخد و منشاء صدای بخصوص را از فاصله بسیار دور مشخص کند. بارها و بارها یک مالک اسب متوجه شده است که اسبش قبل از آنکه خود او متوجه چیزی شود نسبت به یک صدای نزدیک شونده واکنش نشان داده است.

اسبها در تشخیص اختلالات طبیعی از قبیل طوفانهای دور دست، بادهای شدید و زلزله آنقدر هشیار هستند که بعضی استبداران ادعا میکنند که این حیوان دارای حس ششم است. گر چه برای ایقان به این امر مطالعه و بررسی واکنشهای اسرار آمیز، اسبها در واقع نسبت به کوچکترین صداهایی که برای گوش انسان قابل شنوایی نیستند از خود عکس العمل نشان می دهند.حتی زلزله ها ممکن است از این طریق احساس شوند. برای اینکه ارتعاشات ژئوفیزیکی کوتاه نوسان قبل از وقوع خود زلزله، ایجاد می شوند که این ارتعاشات ممکن است که قسمت تحتانی گستره شنوائی است شنیده شود. مردمی که در مناطق زلزله خیز زندگی می کنند غالبا متوجه شده ان که رست قبل از وقوع زلزله اسبهاشان شدیداً نا آرام وپر سر و صدا می شوند که این خود یک علامت هشدار بسیار مفید برای انسان است.

این توضیحات نبایستی بدان معنی تعبیر شود که اسبها الزاماً فاقد یک حس ششم هستند، بلکه این صرفاً به این منظور است که اگر ما واکنش عجیبی از یک اسب دیدیم که برای ما قابل بیان نبود، بی درنگ فرض را بر آن نگذاریم که چنین حسی در حیوان وجود دارد ولی ممکن است که اگر ما بتوانیم تمام حسهای معمولی صدا ـ دید ـ بویای ـ مزه ولمس را حذف کنیم شاید متوجه شویم که مانند بسیاری گونه های دیگر، اسبها نیز قادرند به اشاراتی از قبیل تغییر میزان مغناطیسی زمین واکنش نشان دهند.چه بسا اتفاق افتاده است که سواری که در خلال یک سواری بعد از ظهر از اسبش فرو افتاده حیران مانده است وقتی که دیده است شب دیر هنگام اسبش راه خانه را بدون اشتباه آن هم در یک سرزمین کاملاً غریب پیدا کرده و بازگشته است. اینگونه موارد ممکن است نمونه ای شنوائی حساس باشد - گوشهای متحرک اسب قادرند صداهای آشنا را از راههای بسیار دور بشوند ـ یا اینکه ممکن است آنها نمونه ای باشند از یک حساسیت خارق العاده نسبت به نقشه مغناطیسی اقلیم. به هر حال هر حسی که دست اندر کار باشد یک چیز مسلم است: اسبها به طرز  بینظیری با محیطی که در آن زندگی می کنند در هم می آمیزند.

به خاطر این حساسیت است که محیط های به خصوص پر سر صدا می توانند برای یک اسب آزار دهنده باشند. کسانی که اسبها یشان را نزدیک فرودگاها یا شبکه های   جاده ای شلوغ نگاه می دارند گزارش می دهند که حیواناتشان غالباً بسیار عصبی       می شوند، آنچه که برای ما ممکن است به صورت یک سر و صدای ناخوشایند جلوه کند، برای اسبها به صورت یک هیاهوی غیر قابل تحمل در می آید. اسبها می توانند از راه پخ کردن گوشهایشان تا حدودی جلوی ورود صدا را بگیرند ولی این امر کافی نیست و باید تا جائی که ممکن است ازانتخاب چنین مکانهایی برای نگاهداری اسبها پرهیز کرد. اسبهای پلیس و اسبهای رژه را بایستی آموزش دار که نسبت به فریادها، هورا کشیدن ها، صدای طبل و صدای بلند موزیک و یا ارکستر در مراسم رسمی یا جشن های عمومی واکنش نشان ندهند و این امر مستلزم مقدار زیادی صبر وآموزش است. حتی وقتی که بعد از اینگونه آموزشها واکنشهای طبیعی اسب مهار شده و تحت کنترل در می آیند اغلب دیده شده که در روز مراسم وقتی سر و صدا بلند می شود اسب خود را جمع وجور کرده و به لرزش در می آید. البته ممکن است که بر خلاف میلشان  سر و دست بلند نشود یا از ترس پا به فرا بگذارند، ولی با وجود این با زبان گویای بدنشان نشان می دهند که وقتی گوشهایشان با صداهای گوشخراش بمباران می شود اصلاً آرام نیستند.

یک مزیت بخصوص حساسیت اسب نسبت به صدا این است که یک سوار کار دانا،    می تواند به آسانی به اسبش یاد بدهد که به فرامین او که با کلمات ساده و با نهایت آرامی بیان می شوند پاسخ دهد. هر اسبی را میتوان درست مثل یک سگ آموزش داد که به کلماتی از قبیل ایست ـ برو ـ بله ـ نه، نه وبسیاری کلمات دیگر پاسخ گوید. ولی به علتی این توانایی به طور کامل مورد بهره برداری قرار نمی گیرد.

بعضی اسبداران ظاهراً به اشتباه معتقدند که درست نیست که انسان فرامینش را با کلمات به اسب بگوید، بلکه باید این فرامین را از طریق فیزیکی از قبیل اثر دست کشیدن ، پیچاندن و... به او منتقل کند. ولی اینگونه نظریه موجب می شود که یکی از بزرگترین خصوصیات اسب که همانا حس شنوایی درخشان اوست استفاده نشود.              

 

 


کلمات کلیدی:
 
درس پنجم رفتارشناسی
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢  

 

اسب با گوشهایش چه علامتی می دهد؟

گوشهای اسب به ندرت ثابت هستند. درست مثل دیشهای رادار که آسمانها را تحت نظر می گیرند، گوشهای اسب هم مرتب به این طرف و آن طرف درحرکت هستند و کوچکترین علائم صوتی را از دنیای اطراف دریافت می کنند. برای اجداد اسب امروزی این دو به خصوص مهم بوده است که تنها وسیله برای حفظ جان، به سرعت فرار کردن از خطر بوده و به این ترتیب خیلی مهم بوده است که از اولین علائم هشدار دهنده (علائم خطر) آگاه شوند. به طوریکه بتوانند قبل از آنکه دشمن حمله ور شود در طی چشم بر هم زدن به سرعت دور شود و گوشهای اسب که دائماً در حرکت است اولین سیستم هشدار آنها بوده است.

به علت اینکه حالت گوشها با روحیه اسب تغییر می کند، طرز قرار گرفتن گوش می تواند به منزلة علائمی توسط سوار (همراه) تعبیر شود. یک اسب می تواند حالت روحی اسب دیگری را با نگاه کردن به گوشهای آن اسب تشخیص دهد. بنابر این گوشها دارای یک نقش دو گانه هستند. آنها علائم صوتی را دریافت می کنند و علائم بصری را ارائه می دهند. این علائم بصری بی اندازه مفید هستند برای اینکه گاو، گوزن وآهو شاخ دارند که از نوک کله آنها به طرفین بیرون می روید و این امر حرکت گوشهای آنها را مخفی می کند، ولی گوشهای اسب مخفی نیستند حتی از یک فواصله بسیار دور هم به طور کامل قابل رویت هستند یا حتی وقتی که اسب را می توان به حالت نیم رخ دید.

حالات گوشها در اسب به طریق ذیل است:
 وقتی گوشها به حالت معمولی هستند آنها به صورت آزاد و رو به بالا نگاه داشته می شوند. به طوریکه روزنه آنها به طرف جلو و خارجی (بیرونی) است. در این حالت اسب می تواند محوطه جلو و هر دو جانب را تحت نظر بگیرد. این حالت معمولی به بهترین وجه محیط اطراف را پوشش می دهد. ولی به محض اینکه صدای عجیبی شنیده می شود، یک یا هر دو گوش سریع روبه آن صدا می چرخند و آن را با دقت مورد آزمایش قرار می دهند. 
 اگر صدایی به نظر عجیب یا مشوش کننده باشد اسب سرش را یا حتی تمام بدنش را به طرف منشاء صدا بر می گرداند وبعد گوشها را تیز می کند به طوریکه آنها کاملاً سیخ می ایستد و روزنه ی آنها مستقیماً به طرفی که صدا از آن می آید قرار می گیرد. گوشهای سیخ در اسب نشانگر این هستند که اسب یکّه خورده، کاملاً هشیار است یا اینکه صرفاً کنجکاو و علاقه مند است و این حالت معمولاً در موقع برخورد از روبرو دیده می شود. 
 در مقابل گوشهای سیخ ،گوشهایی به صورت بال هواپیما هستند. در این حالت گوشها به صورت جانبی افتاده و روزنه آنها پایین به طرف زمین است. این حالت گوش در اسب های خسته یا بی حال و یا در اسبی که کاملاً علاقه اش را به دنیای اطراف از دست داده دیده می شود. این حالت حاکی از آن است که اسب از نظر روحی در وضع خوبی نیست. گاهی اوقات این حالت شدید شده و حالتی به نام "گوشهای افتاده" پیش می آید که در آن گوشها شل و ول به طرف پایین می افتند. این حالت وقتی دیده می شود که اسب دچار حالت چرت است و یا اینکه درد دارد و می خواهد راه شنواییش را به تمام پیامهای وارده ببندد. این حالت گوشهای جانبی افتاده در عین حال به عنوان علامت "بازندگی" در خلال یک نبرد یا در خلال یک برخورد اجتماعی پر هیجان پیش می آید. اسب ضعیف تر در واقع با این حالت گوش می خواهد بگوید: "من اهل دعوا نیستم، من کنار می روم، شما برنده اید، بنابراین دست از سر من بردار." 
 گاهی ممکن است اسبی را که در حال سواری دادن است ببینید که گوشهایش به طرف عقب افتاده است. این یک علامت مخصوص است. گوشها به طرف جانبی خم شده اند ولی روزنه آنها به سمت عقب به طرف سوار کار است این حالت نشان می دهد که اسب نسبت به سوار خود کاملاً مطیع است و در عین حال از او می ترسد. این حالت گوشها تابعیت کامل اسب و نگاه داشتن روزنه آنها به طرف عقب نشانگر نیاز حیوان به این است که هر گونه صدای کوچکی را از این موجودی که بر پشتش سوار است و در او ایجاد ترس می کند، بشنود. این حالت گوش در اسبهایی که صاحبانشان خیلی خشن هستند معمولی است. در ضمن این حالت گوش وقتی که یک مادیان و یک نریان با قصد جفت گیری با هم روبرو می شوند مشاهده می شود. مادیان اغلب این حالت گوش را وقتی به خود می گیرد که امیال شدید جنسی اش او را وادار می کند که به نریان قدرتمند نزدیک شود. مادیان به طرف نریان جلب شده ولی در عین حال از او می ترسد و این حالت را با گوشهایش نشان می دهد. همین حالت مطیع بودن مادیان به صورت یک محرک جنسی در نریان عمل کرده و به او اطمینان می دهد که لگدی از طرف مادیان دریافت نخواهد کرد.
 اگر ترس بدل به یک وحشت کورکورانه شود به حالت گوشهای سیخ وهشیار باز می گردد. در این حالت گوشها بیشتر سیخ هستند ولی در عین حال به طور دائم حرکت های ریز می کنند. اسبی که گوشهایش می پرند احتمال دارد که از وحشت رم کند.
 در کفه دیگر ترازوی حالات روانی، وقتی که خشم، تجاوز و برتری سر آنها را بالا می آورد حالت گوشهای به عقب چسبیده ایجاد می شود که در آن حیوان گوشهایش را کاملاً به سرش می چسباند، به طوریکه بدون گوش به نظر می رسد وبعضی ها معتقدند که یکی از دلایل اینکه انسانها می توانند اسب را این چنین آسان کنترل کنند این است که لابد ما همیشه به نظر اسبها غالب و خطر ناک می رسیم، صرفاً به خاطر اینکه گوشهای ما همیشه به طرف عقب به کله مان چسبیده است. در زبان اسبی این امر حتماً ما را واقعاً ترساناک جلوه میدهد و آنها هم برای عوض کردن این موقعیت هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. هر چقدر هم که این حیوانات حالت مطیع بودن خود را نشان دهند ما هرگز گوشهایمان را به حالت موافقت سیخ نمی کنیم یا اینکه آنها را به حالت چرت زدن ول نمی کنیم. 
 اینکه گوشهای به عقب چسبیده در اسب علامت خشونت و تجاوز دارد یک دلیل خوب است و علتش این است که اسب های اولیه نیز برای اینکه گوشهایشان را از حملات رقبا در امان نگاه دارند آنها را به این حالت در می آورند. وقتی که گوشها کاملاً به طرف عقب چسبیده اند احتمال اینکه گاز گرفته شوند یا پاره شوند بسیار کم است و در خلال دوران تکامل ، این حالت دفاع از خود، به صورت جزئی از زبان روزمره بدن اسب در آمده است. به جای اینکه این حالت را صرفاً برای لحظة جنگ نگاه دارند هنگامی که دو اسب رقیب با هم روبرو می شوند از آن به عنوان یک نشانه تهدید استفاده می کنند. اسب متجاوز تر صرفاً گوشهایش را به عقب میکشد و در واقع با این کار می گوید:"اگر جنگ دلت می خواهد، من حاضرم" واسب دیگر می تواند یا حالت مطیع بودن و بازندگی را به خود بگیرد و یا او هم به نوبه خود تهدید کند. به این ترتیب مشاجرات اغلب بدون داخل شدن در یک جنگ واقعی پایان می پذیرد، به آن معنی که این علائم جای گاز گرفتن ولگد پرانی را می گیرند. در یک مورد بخصوص دو عکس العمل گوشی غیر متعارفی وجود دارد. اگر یک اسب مسابقه را دوپینگ کرده باشند وضعیت او از طریق طرز عجیبی که گوشهایش را نگه می دارد روشن می شود. اگر به اسب داروی آرام بخش داده باشند گوشهایش به طرف جانب می افتند ولو اینکه از هر نظر دیگر اسب فعال باشد. وقتی که حیوان گام بر می دارد این گوشهای افتاده ممکن است به بالا و پایین حرکت کند؛ گویی که دیگر عضلات گوش آنها را هدایت نمی کند. اگر بر عکس به اسب داروی محرک داده باشند آن وقت گوشهایش کاملاً سخت می شوند. در این حالت امکان دارد که مامورین قبل از انجام مسابقه متوجه شوند.
 در آخر باید این را همواره به یاد داشت که در خلال زندگی روزانه اسب گوشهایش (منظور اسب معمولی بدون استفاده دارو است) برای دریافت اصوات تازه دائماً در حرکت هستند. گوشهای متحرک که به این طرف و آن طرف در حرکت هستند علامت این می باشد که توجه و علاقه اسب دائماً به این سو و آن سو تغییر می کند.  
 در یک گله اسب، هر گاه یکی از اعضای گله در فاصله ای دور در مورد چیزی در یک جهت دیگر کنجکاو شده و روی به آن جهت گذارد، بقیه اعضای گله نیز می توانند با وسائل شنوائی خود متوجه او شوند. این گونه تغییرات ناگهانی در جهت صدا می توانند تمام ملاحظات دیگر را منتفی سازند. چنانچه صدائی از پشت سر بیاید، گوشها بدون در نظر گرفتن وضع روحی حیوان، به طرف عقب چرخانده می شوند. تنها هنگامی که این فعل و انفعالات شنوائی ساکت شوند گوش ها دوباره به وضع آرام تر و وضعیت روحی ای که حیوان به دراز مدت آن را حفظ می کند باز می گردند. اسب ها خیلی سریع اختلافات میان علائم خطری کوتاه مدت و علائم روحی دراز مدت را فرا می گیرند و برای ما هم بسیار ساده است که همین کار را بکنیم. یک بار که این حالات ساده ی گوش اسبی را یاد گرفتیم، دیگر با یک نظر می توانیم وضع روحی حیوانات را تشخیص داده و راحت تر و خودمانی تر به دنیای آنها وارد شویم.  
   
 
 

 


 
درس چهارم رفتارشناسی
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٦  

 رفتارهای کلی اسب

Aرفتار واکنشی:

 نوعی از فعالیت حیوان می باشد برای حفظ خود به طور هماهنگ  با شرایط محیط زیست سخت و قریب الوقوع(مثال: لنگش دست در مقابل درد)  

1-     ایجاد ارتباط: توسط زبان بدن (Body language) مثال: نگاه کردن اسبی به گروهی از اسب ها

2-     بیان مطالب: برای مبادله علامات ما بین مثلاً مادیان و کره

3-     نیاز به پناهگاه:

    مثال:

* در سرما بلند شدن موهای بدن برای مبارزه با سرما وباد

* در طوفان اسب ها پشت خود را برابر باد نگه می دارند.

* پس از یک شب سرد بدن خود را برای گرفتن انرژی کاملاً در برابر تابش نور خورشید قرار می دهند.

* در گرما به دنبال نسیم های خنک و یا سایه می گردند.

 

 

B رفتارهای غذایی (هضمی، گوارشی):

از این دسته می توان به خوردن، آشامیدن ، ترجیح غذایی، الگوی غذایی روزانه، مکانیک دریافت غذا، جویدن غذا، اشاره کرد.

 

* اولین رفتار مکیدن شیر است.            

*کره از چند روزگی شروع به لب زدن به غذای جامد می کند تا زمانی که کاملاً  غذا خوردن را  فرا می گیرد.                                    

غذا خوردن اسب : اسب ها معمولاً تکه ای از علوفه را می کنند وچند قدم راه می روند وآن را می خورند و مجدداً  تکه ای دیگر و چند قدمی دیگر. به همین دلیل است که بعضی از اسب ها در باکس خود راه می روند و یا تیک حتی می زنند چون به طور غریزه ای عادت به حرکت در هنگام خوردن دارند و برای این اسب ها باید ورزش و فعالیت روزانه تامین گردد.

 اگر مرتع از نظر علوفه غنی باشد لایه های رویی را می کنند ولایه های زیرین را باقی می گذارد و اگر  مرتع غنی نباشد همه علوفه را از ته می کنند. اسب ها عادتاً  در صورتی که علوفه و غذا در اختیار آنها باشد، زیاد از حد می خورند. اسب ها غذایی را که به دهن می گیرد، ابتدا به خوبی توسط دندانهای آسیای خود می جوند و خرد می کنند سپس قورت می دهند در حالیکه گوساله ها بیشتر غذا را به خوبی نمی جوند.     

          

رفتار اسب در هنگام غذا خوردن تحت تاثیر موارد زیر قرار می گیرد:

    1 - الگوهای آموخته شده

     2- ترجیح غذایی

     3-خوشمزگی غذا (کیفیت و خوش طعمی)

4-     محیط

5-      روابط اجتماعی

 

«اما اینکه چگونه ژنیک ومحیط چگونه  بر روی رفتارهای هضمی و خوراکی حیوان تاثیر می گذارند ،مشخص  نمی باشد».                                                

تشنگی توسط مراکزی در مغز کنترل می شود که در هنگام به حداقل رسیدن میزان مایعات بدن بروز می کند.

 

تشنگی مستقیماً با عوامل زیر در ارتباط است:

Ø     هورمونها

Ø     پذیرش نمک (نیاز بدن به نمک)

Ø     مقدار رطوبت غذا

Ø     عومل محیطی

 

C رفتارهای دفعی (مدفوع و ادرار) :

1- دفع ادرار  

2- دفع مدفوع

 

1- دفع ادرار: در هنگام ادرار کردن همه اسب ها یکنوع می ایستندبه صورتی که گردن را به پایین می کشند،دم را بالا می گیرند، پاها را از هم جدا می کنند و به عقب می کشند. بیشتر اسب ها هر 4 تا 6 ساعت یکبار ادرار می کنند اما در جای سفت ادرار نمی کنند چون از اینکه ادرار به پاها و بدن آنها بپاشد بدشان می آید.

2- دفع مدفوع: اسب ها هر 2 تا 3 ساعت پهن می اندازد. در هنگام ناراحتی (ترس یا هر فشار عصبی) نیز پهن می اندازد. برای این کار دم خود را بالا می گیرد و ممکن است به یک سمت خم کنند.

اسب ها می توانند در هنگام حرکت نیز پهن بیاندازند. اسب های نر (سیلمی ها) دوست دارند در محوطه کوچک و در جایی که توده ای از پهن انباشته شده، پهن بیاندازند . در اصطبل مادیانها و اخته ها جای مشخص برای پهن انداختن ندارند و در هر جایی مدفوع خود را پخش می کنند. در مرتع اسب ها ترجیح می دهند در آن قسمتی که پهن انداخته اند و یا ادرار کرده اند علوفه نخورند.

 

 

D رفتارهای جنسی:

1- عشقبازی                                                   

 2- جفتگیری                        

 3 - رفتار مادرانه   

                      که این سه به وسیله هورمانها کنترل می شوند. اما بعضی از آنها ممکن است آموخته شود.

سیلمی ها، مادیان های فحل را توسط حس بویایی و بینایی از دیگر مادیانها تشخیص می دهند. نشان دادن مادیان در دوره فحلی سیلمی را برای جفت گیری آماده می کند و این آمادگی نریان با شیهه کشیدن او ،بو کشیدن مادیان توسط سیلمی و گاز های کوچک گرفتن (نیشگون گرفتن) مادیان با دندان و به دندان کشیدن لایه ای از پوست کپل مادیان، نشان داده می شود. هر گاه مادیان فحل باشد نریان سر خود را به جلو می کشد و لب خود را به سمت بالا تا می کند (Flemen). هورمونهای تولید مثلی در زمان فحلی مادیان تعیین کننده رفتار او می باشند. کنترل آمادگی برای جفت گیری بر روی مادیان،  را "تیزینگ" می گویند. در دوره فحلی مادیان، وقتی نریان به او نزدیک می شود کاملاً می ایستد. پشت سر هم ادرار های کم حجم می کند، چشمک می زند ،نرگسی دم خود را بالا می دهد و پاها را از هم باز می کند. بعضی مادیان ها ممکن است "به تیزر" اجازه دهند که آن را بو کند و یا گاز بگیرد، اما بعضی دیگر نه. این در حالی است که ما بقی علائم فحلی را نشان دهند و حتی ممکن است به سمت سلیمی برگردند. بعضی از مادیانها ممکن است کمتر علامتی را از خود نشان دهند اما اجازه دهند تا سلیمی بالا رود.

علائم در هر دوره برای یک مادیان مشخص ثابت است. اغلب مادیان علامتی از فحلی را در خود نشان می دهند مگر آنکه به سلیمی نشان داده شود. بعضی از مادیانها در هنگام حضور اسب غریبه ای علائم فحلی را از خود نشان می دهند. تقریباً تشخیص فحلی در مادیانهایی که در کنار مادیانها و اخته ها نگهداری می شوند غیر ممکن است.

E- رفتارهای  مراقب کردن ودرخواست مراقبت:

مراقبت کردن ویا توجه کردن در اسب ها بسیار رایج است. اسب ها توجه و مراقبت را از اسب های دیگر می جویند و آنرا از راههای مختلف نشان می دهند. مثلاً در فصل گرما در حالت سر به دم یکدیگر می ایستند ومگس های یکدیگر را می پرانند. از دندانهای ثنایای خود با دندان گرفتن قسمت گردن ،جدوگاه و پشت و کپل برای تمیز کردن یگدیگر استفاده می کنند. این نوع تمیز کردن  مختص  فصل های بهار وتابستان است.

لیس زدن نیز نوعی دیگر از مراقبت کردن مادیان از کره در ساعات اولیه تولد است.

اسب ها  نیزتمایل خود را برای مراقبت و مورد توجه واقع شدن نشان می دهند. تمامی گروههای سنی این نوع رفتار را از خود نشان می دهند که بیشتر در مواقعی که از یکدیگر جدا هستند دیده می شود ،مثلاً زمانی که کره از مادیان جدا می شود، مادر خود را صدا می کند یا شیهه می کشد. اسب های بالغ نیز که به در کنار هم بودن عادت دارند، در زمان جدایی ناراحت می شوند و یکدیگر را صدا می کنند. در ابتدای جدا سازی بسیار شیهه می کشند و کارهای عجیب می کنند و آنقدر ممکن است ناراحت شوند که حتی از روی نرده بخواهند بپرند.

 

F- رفتارهای دفاعی :

 شامل

1.دعوا

2.،فرار  

3.تمام رفتارهایی که به ناسازگاری مربوط می شود.

در تمام انواع حیوانات، نرها جنگی تر از ماده ها هستند. حمله برای تعیین رتبه ی برتر در میان اسب ها به کار می رود. برتری به وسیله بعضی رفتارهای شخصیتی معین می گردد.اسب های نا آشنا با سر بالا به هم نزدیک می شوند. گردن را به جلو می برند و گوش ها را به سمت جلو تیز می کنند و درحالی که صورت آنها  رو به روی هم قرارمی گیرد، هم دیگر را بو می کنند و از منخرین نفس خود را بیرون می دهند. ممکن است جیغ بکشند، سر دست بزنند و در خلال این مواجهه رو درو به تسلیم شدن تهدید شوند. در صورت ادامه مواجهه اسبها یکدیگر را در نواحی گردن، جدوگاه، کپل وآلت تناسلی بو می کنند. ممکن است در این ما بین یکی از اسب ها تصمیم بگیرد و با یک یا دو پا به دیگری لگد بزند. هر گاه برتری ثابت شد، فقط ترس از حمله است که مرتبه آن را حفظ می کنند. برای جلوگیری از پیش آمدن چنین رفتاری، اسب جدید می تواند از نزدیک شدن به گروهها دوری نماید که این مستلزم یک حصار امن، بلند و قوی می باشد. اسب های که از سن های پایین با هم می دوند با هم دعوا نمی کنند. دعواهای کاذب نوعی از بازی آنها می باشد. در خلال دعواهای کاذب حیوانات بسیار  اتفاق می افتد که دور هم بچرخند ویا در یک گروه هم دیگر را هل دهند، نیشگون گیرند و یا دنبال هم کنند. گاهی آنها واقعاً در پشت دیگری قرار می گیرند و لگد بخورند، که این کار بین جوانتر ها بسیار رایج است.

 

G- رفتارهای تقلیدی:

اسب ها در سن کم فرا می گیرند تا از رفتار یکدیگر تقلید نمایند. زمانی یکی از اعضاء گروه کاری را انجام داد، بقیه نیز همان کار را انجام می دهند. برای مثال، اسب ها همگی با هم به سمت آب ،طول مرتع را رد می کنند. این کار تقلیدی است که همه ی گله آنرا به تقلید از یک اسب تشنه ، انجام می دهند. اسب اول، هم به کار خود ادامه می دهد چرا که بقیه گله نیز به دنبال او پیروی می کنند. در آخر، حتی اسب های بسیار ترسو نیز به دنبال گله به راه می افتند. این نوع رفتار به رفتارهای اجتماعی (گروهی) باز می گردد.

 

H- رفارهای کنجکاوانه:

اسب ها علاقه به معاینه وجستجوی یک محیط جدید دارند. بعد از مدتی کنجکاوی محیط برای آنهاآشنا می شود. هر گاه تغییری در محیط ایجاد شود مجدداً رفتارهای کنجکاوانه ظاهر می شوند. اسب ها از حس های بینایی، شنوایی، بویایی چشایی و لامسه خود برای جستجو استفاده می کند. کره ها نسبت به بزرگتر ها کنجکاو ترند. اما کره ها اغلب وقت خود را برای نگاه کردن و بو کردن محیط اطراف مرتع یا اصطبل خود می گذرانند.

 

  I-  رفتارهای تیمار:

در کنار تیمار های متقابل، اسب ها خود را نیز تیمار می کنند. اسب ها ناحیة خشکی را لگد مال می کنند، روی آن غلط می زنند و وقتی که بلند می شوند تمام بدن خود را تکان می دهند. این از رفتارهای تیمار است.

اسب ها از آزار حشرات به روش های مختلف فرار می کنند. با منقبض کردن سریع عضلات سطحی در تن و دست و پا، حشرات را از روی بدن فراری می دهند. در نواحی دست ها، شانه ها، دنده ها، تهیگاه و رانها اسب از سر خود برای فراری دادن حشرات استفاده می کند. حشرات روی شکم ،توسط پاها رانده می شوند، در حالیکه دم بر حشرات روی کپل ضربه می زند.

اغلب خارش توسط مالیدن آن نقطه از بدن به یک شئ ثابت از بین می رود. همچنین اسب مکن است از سر یا پاها برای خاراندن استفاده نماید. اسب بغل ها، کپل ها و اندام خلفی را با سر می خاراند ، در حالیکه برای خاراندن سر و گردن از پای خود کمک می گیرد.

 

 

 

J- رفتارهای استراحتی و خواب:

رفتار استراحت و خواب به اسب این اجازه را می دهد تا ذخایر فیزیوژیکی خود را مجدداً تامین نماید. بدن در خواب حتی برایمدت کوتاهی بدن بازیافت متابولیکی را بدست می آورد. در خلال استراحت بدن انرژی را نگه می دارد. حیوان ممکن است چرت بزند اما هشیار باشد. اسب ها در حالت ایستاده استراحت می کنند.

همانند انسان، خواب در اسب ها به دو صورت اتفاق می افتد : خواب مغزی وخواب بدنی (REM)= Rapid Eye Movement . خواب مغزی، امواج الکتریکی آرامی را پخش می کند در خواب بدنی بعضی جریان های الکتریکی مغز همانند زمانی می باشد که حیوان بیدار است. در این مدت چشم ها در پشت پلک های بسته به سرعت حرکت می کنند. در این نوع از خواب حیوان نیاز دارد تا دراز بکشد بدون آنکه بتواند خود را در برابر چیزی نگه دارد. اسب ها در روز 4 تا 5 بار دراز می کشند خواب بدنی، عمیق تر از خواب مغزی است. در خلال خواب بدنی، مغز بسیار فعال است اما اختیار عضلات کاملاً از بین می رود.

در خواب بامواج آرام یا خواب مغزی عضلات کاملاً آرام نیستند. اسب ها می توانند در هر دو حالت خوابیده یا ایستاده به خواب امواج آرام فرو روند چرا که اسب ها می توانند با قفل کردن زانوها و مفاصل خرگوشی توسط تاندون های کنترل کننده انقباضات در حالیکه ایستاده اند به راحتی بخوابند.

بیش از 19 ساعت از شبانه روز اسب ها هشیار هستند که در حدود 2 ساعت چرت  می زنند واستراحت می کنند ودرنتیجه حدود 21 ساعت از شبانه روز را بیدار هستند و3 ساعت باقیمانده را در حالت خواب مغزی و بدنی هستند.

 

K- رفتارهای غیر عادی:

مالکین اسبها و سوار کاران لازم است که ابتدا با رفتارهای عادی اسب به خوبی آشنا شوند تا بتوانند رفتار های غیر عادی آن را تشخیص دهند. برای مثال، رفتار های واکنشی غیر عادی در اسب ها شامل کارهایی مانند موارد زیر می باشد:

*تاب خوردن و راه رفتن

*بالا بردن و تکان دادن سر

*قدم زدن وسم کوبیدن

*خود را گاز گرفتن و اذیت کردن

*مالیدن دم به اشیاء ثابت

*رفتار مخرب (گاز گرفتن اشیاء دوروبر)

رفتارهای غیر عادی گوارشی عبارت است از:

*گاز گرفتن در و دیوار

*خوردن دم

*بیرون انداختن زبان

*جویدن چوب

*خوردن خاک یا مویا مدفوع

*هوا خوردن

 

آموزش:

تربیت ، فراگیری رفتارهای جدید را شامل می شود. اسب فرا می گیرد تا واکنش مطلوب را از خود نشان دهد.

اگر واکنش بدون تمرین رخ دهد، این یک واکنش غیر شرطی است. اما واکنشی که به حیوان آموزش داده می شود واکنش شرطی خوانده می شود. بسیاری  از این نوع واکنش ها در تربیت اسب ها به کار می رود. تشویقی که برای  تربیت اسب ها به کار    می رود، نشانه خوانده می شود.

نشانه ها:

اسب ها باید یاد بگیرند که نشانه ها را از هم تشخیص دهند. مربیان با نشانه هایی کار آموزشی خود را شروع می کنند که به موارد طبیعی بسیار نزدیک باشد. پاهای سوار کار برای اجرای نشانه ها بسیار مهم هستند. هنگامی که اسب نشانه های ابتدایی  را فرا گرفت، آنگاه مربی نشانه های خود را پیچیده تر می سازد. میزان فراگیری در هر اسب متفاوت است. نشانه (اثر) جدید جلوتر از بقیه اثرها باید داده می شود، در حالیکه اثر شناخته قبلی در پی آن داده شود. اگر به نظر می رسد اسب گیج شده است، مربی باید به نشانه قبلی باز گردد تا کاملاً برای اسب مفهوم اثرها شناسانده شود. ارتباط باید مشخص باشد بنابر این اثرها بسیار خاص باید باشند. اثر های در هم، فقط  اسب را گیج می کنند.

قوای کمکی

قوای کمکی چیزی است که می تواند واکنش ها را به یک اثر مشخص تقویت نماید. تقویت کننده های ابتدای است. تعداد کمی از تقویت کننده های طبیعی در تربیت اسب به کار   می روند. تقویت کننده های ثانویه به اسب آموزش داده می شوند. کنش مهربانی برای اسب از این نوع می باشد. برای مثال، نوازش گردن اسب و صداهای آرام بخش از تقویت کننده های ثانویه هستند.

تقویت کننده یا مثبت هستند یا منفی :

 به تقویت کننده های مثبت گاه آموزش تشویقی می گویند. که بسیار تاثیر گذار هستند چرا که اسب  پاسخ مطلوب ارائه می دهد. اما در مورد تقویت کننده های منفی اسب به محرک، پاسخ منفی داده و از آن اجتناب می ورزد. سه روش شرط پذیری با تقویت کننده های منفی تنبیه، فرار و اجتناب می باشند. در مورد استفاده از تقویت کننده ها و موثر  واقع شدن آنها، باید نسبت به پاسخ در هر حالت خاص بوده وبه سرعت اجرا شود (فاصله نیفتد) سه ثانیه به عنوان محدوده زمانی در نظر گرفته می شود در غیر این صورت، اسب نخواهد فهمید که چه رفتار او مورد تنبیه یا تشویق قرار گرفته است.

درتربیت اسبهای جوان به طور مرتب و پشت هم از تقویت کننده ها استفاده می کنند و با پیشرفت آموزش ها این کار به تقویت کننده های منقطع تبدیل می شود. یک اسب با یک برنامه منقطع جلو می رود،بدون هیچ تقویت کننده ای که به طور متناوب اسب را تقویت نماید که این به اسبی مربوط  می شود که یا آموزش او تمام شده و یا به طور کامل تربیت یافته است. هر چه بیشتر برای گرفتن پاسخی مشخص از اسب تلاش کنید، باید بدانید که آموختن آن نیز از سوی اسب سخت تر است. برای مثال برای تربیت یک اسب معمولی زمان کمتری نسبت به تربیت  یک اسب پرش لازم است و برای همین است که باید هر پاسخی را به چندین پاسخ تجزیه کرده و آنگاه یک به یک آنها را به اسب آموزش داد.

اسبی با بدن ورزشی پتانسیل بیشتری نسبت به یک اسب غیر ورزشی دارد، لذا لازم است محدودیت های فیزیکی و تناسب اندام اسب ها را در موقع آموزش و تربیت به خوبی بشناسید.

نقش پذیری:

عادت کردن کره به انسان در خلال 48 ساعت بعد از تولد از نظر رواشناسی نشان دهنده تربیت خوب اسب در آینده است. این نقش پذیری با تماس با انسان اگر در خلال 24 ساعت اولیه زندگی کره ایجاد شود بسیار تاثیر گذار خواهد بود. دست زدن به دست و پا و صورت و گوش و مقعد و تنگ گاه کره به آماده سازی کره برای آینده و زمانی که باید دست و پای او بالا گرفته شود و یا سر و صورت او اصلاح شود و یا شلنگ معده عبور داده شود و یا دمای بدن او امتحان و دو یا حتی زمانی که لازم است زین به اوبسته شود؛ کمک می کند. ساعات ابتدایی روز های اول تولد برای کره ، ساعاتی بسیار پر اهمیت

 می باشد.

 

 

 

 

                  


کلمات کلیدی:
 
درس سوم رفتار شناسی
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٦  

1- خواستگاه اسب:

پنجاه میلیون سال پیش موجودی به اندازه موش که condyarth نام گزاری شد در امریکای شمالی پا به عرصه وجود گذارد و با مساعد شدن محیط شروع به تکامل کرد و این تکامل تا بیش از یک هزار سال بشر که بیش اَسب را به همراه گوسفند وسگ، برای اهلی شدن کشف کرد و تا به امروز که اسب کاملاً کشف شده و در اختیار ما قرار دارد، ادامه دارد. اولین دانشمند زیست شناسی که مطالعه روی تکامل اسب را شروع کرد Henry Huxley انگلیسی بود که در قرن هیجدهم می زیست.

هاکسلی بر این باور بود که خواستگاه اسب اروپا بوده ولی هرگز نتوانست این موضوع را ثابت کند  تا اینکه در سال 1874 فسیل های کشف شده توسط Joseph  leidy

  طبیعی دان معروف آمریکائی در آمریکای شمالی، فرضیه ماکسلی را باطل کرد و ثابت شد که آثار کشف شده در اروپا شاخه هائی از اسب های اولیه بوده و اجداد آن ها در آمریکای شمالی می زیسته اند.

در راه این تکامل Condyarth که بعداً توسط(Joseph lady)  Eohippus  نامیده شد خانواده ای را تشکیل داد که اعضاء آن اسب و گراز  و کرگدن شدند.

تا دویست سال پیش باستان شناسان بر این عقیده بودند که تاریخ بشر از یونان و رُم شروع شده است .از یکصد سال پیش آن ها به تمدن های باستان مصر پی بردند .در 1900 حفاری های باستان شناسی به تمدن های 9000 ساله درMesoptamia پی برد.

ولی تحقیقات و  حفاری ها ادامه داشت.

تا اینکه به تمدن ها 20 و 10 هزار ساله پی بردند و حفاری های 15 هزار ساله منجر به کشفی شگفت انگیز از نقاشی های رنگ روی دیوار های غاری در شمال اسپانیا شد و پس از آن ابزار سنگی و نقاشی های رنگی در غارهایی در جنوب فرانسه که در میان آنها نقش هائی از اسب خود نمائی می کردند، کشف شد. این کشفیات ثابت کردند تمدن بشری و آشنائی او با اسب به بیش از ده هزار سال قبل از میلاد و برای دوران یخ بندان             بر می گردد.

 

2- اولین جامعه پرورش دهنده اسب

بین یک تا هزار سال قبل از میلاد مسیح گوسفند و بز و سگ و اسب و شتر کشف شده در خدمت بشر قرار گرفتند. تاریخ دقیق این زندگی مسالمت آمیز را نمی شود تعیین کرد، ولی اولین جامعه متشکل استسمار کننده اسب قبایل آریایی ساکن در چراگاه های شمال اروپا در پای کوههای Caucasus بودند که با نگهداری گله های اسب از شیر وگوشت آنها استفاده می کردند. بحث درباره چگونگی شروع استفاده از اسب به عنوان وسیله نقلیه به این نتیجه رسید که همین قبایل 1800 سال قبل از میلاد با استفاده از گاری که در Mesopotamia اختراع شده و گاو آن را می کشیده استفاده کرد، اسب را جانشین گاو کرده، ارابه های جنگی خود را به وسیلة نقلیه ای تندرو تبدیل کرده، با اختراع زین و برگ و به زیر زمین کشیدن اسب، تحولی شگرف در امر حمل و نقل به وجود آوردند و با شروع کوچ در پی یافتن چراگاه و سرزمین های وسیع تر، این وسیله را در اقصی نقاط جهان پخش کرده اند.

 نتیجه بحث راهنمای ماست که اسب زیستگاهش معتدل و خواستگاهش آمریکای شمالی بوده است ولی هم اکنون تقریباً هر کجا که انسان توانسته سکنی کند، یعنی از سرد ترین مناطق شمال اروپا، تا گرم ترین مناطق آفریقا، اسب در کنار انسان به زندگی مشترک و خدمت به او ادامه می دهد. پس این موجود دوست داشتنی از 30 ـ درجه تا 40+ درجه سانتی گراد را تحمل کرده و قادر به ادامه زندگی است ولی مراکز پرورش اسب در مناطق معتدل که دارای مراتع وچراگاه های فراوانی هستند ،مثلا اروپا، آرژانتین و... واقع شده اند. در کشور خود ما معتدل ترین منطقه دشت گرگان است که از دیرباز تراکمه(ترکمنها) در آن ساکن بوده وبزرگترین مرکز پرورش اسب  در ایران بوده است. تا چندی بیش ـ 40 سال پیش ـ ایلخی بجنورد، بزرگترین مرکز پرورش اسب سواره نظام ارتش بود که متاسفانه به دلائلی قبل از انقلاب از بین رفت و از ایلخی های بزرگ ترکمن صحرا، از قبیل، مشرقی، سید نیاز، جرجانی هم دیگر خبری نیست و تولید کنندگان اسب دیگر آنچنان شایق به این امر اقتصادی نیستند.

3- اجتماع اسب ها چگونه سازمان می یابد؟

اسب حیوانی اجتماعی، استسمار پذیر وتابع عادت که زندگی اجتماعی او ابتدا تابع قانون تنازیر بقا است و به مثل دیگر حیوانات روی زمینی،   می خورد، می خواهد و تولید مثل می کند. این موجود بسیار حساس، زود رنج و عصبی است و جثه بزرگش گاهی افراد     نا آشنا به خصوصیات رفتاری او را به اشتباه انداخته و در اثر بد رفتاری ویا عدم رفتار صحیح او را به موجودی عصبی و.... تبدیل می کنند.

اسب موجودی اجتماعی است و درست مانند انسان از زندگی به دور از اجتماع رنج       می برد. بسیار از اسبداران با نادیده گرفتن این موضوع همنشینی خودشان را کافی دانسته و او را از جامعه ای که اسب از بودن در کنارشان لذت می برد، دور می کنند. اسبداران خبره با تکیه بر تجارب پی برده اند که نگهداری اسب ومادیان و کره و .... گروه بندی کاملی به وجود آورده وتشکیل گله ـ تشکل مخلوط و طبیعی ـ به بسط و تکامل مهارت ها و رفتارهای اجتماعی «اسبی» و  تعادل روانی و جسمی تک تک اعضاء این جامعه کمک می کند. اسب هائی که در گله، ایلخی و یا اصطبل هائی که اینگونه تشکل در آن ها رعایت شده، قادرند با فشارهای روحی کنار بیایند، در رسیدن به محیط های غریبه آرام ترند وبه طور کلی و روحیات آن ها بسیار متعادل تر از اسب هائی است که در اتاقک های جدا از یکدیگر نگهداری می شوند و امکان هیچ گونه منازله و مکالمه ای با هم ندارند. عده ای به دلیل عدم آگاهی از چگونگی تشکل جوامع اسبی نگران از برخوردهای خشن که ناشی از حسّ برتری جوئی است مبالغه کرده و شایعاتی            می پراکنند.

جوامع اسبی ـ گله های اسبهای وحشی و یا ایلخی ها ـ از نظر تعداد با هم متفاوتند ولی یک قانون بر تمام آن ها حاکم است. قانون نوک زدن یا Pecking order و یا همان قانونی که بر جوامع ماکیان هم حاکم است. ابتدا با مشاهده تعدادی مرغ و خروس برای مطالعه درباره این قانون متوجه می شویم که قوی ترین خروس با نوک زدن تفوق و برتری خود را بر دیگران ثابت کرده و ضعیف تر یا بلا فاصله و یا پس از کمی مقاومت خود را عقب می کشد و قوی تر هم به محض تمکین، ضعیف دست از جنگ کشیده و از تعقیب او خودداری کرده و هر یک به کار خود مشغول می شوند .این قانون ساده و بسیار ابتدایی بر جوامع اسبان نیز حاکم است، که نریان یا ماده قوی تر با اشاره ای که همان اصطلاح گوش خواباندن است با عقب دادن گوشهای خود ضعیف تر را به تمکین وا داشته و از صحنه به در می کند. درگیری های تفوق جریانه هیچگاه به خونریزی منجر نشده و امکان دارد به مبارزه ای کشتی گونه منجر شود که باز هم بدون خونریزی است. این قانون در یک جامعه یک بار اجرا شده و دیگر تکرار نمی شود، مگر نریا ماده جدیدی خواسته باشد خود را به جامعه تحمیل کرده و جای خان گله و یا ملکه آن را بگیرد.

گله های اسب می تواند از دو تا بیست و اندی .... باشند که بیشتر در اسبهای وحشی سه تا هفت رأس اند.                      


کلمات کلیدی: